هر کسی کلمه " کشف حجاب " را که می شنود بلافاصله ، کارهای رضاخان و زنان بدون چادر و مقنعه به خاطرش می آید .
"کشف حجاب " به معنای تغییر در نوع پوشش بود و رضاخان می خواست با متحدالشکل کردن پوشش ها ، تمدن رو به ایران بیاورد و این اصطلاح بعد از برداشته شدن چادر از سر زن ها به معنای "بی حجابی " رواج پیدا کرد .
این کار رضاخان را غیر از اجبار و زوری که برای برداشته شدن چادر به کار برد ، در نظر بگیریم که واقعا او چه نوع پوششی را برای مردم کشورش می خواسته ؟ .... این اشتباه رضاخان بود که فرم لباس های زیبای ابرانی را فراموش کرد !! ( گفتم که اجبار و تهدیدش بحث جداگانه ای است که کار نادرستی بوده ) چرا با آن که زنان ایرانی حتی اگر چادر به سر نمی کردند ، باز هم با لباس های محلی که داشتند ، حجاب خوبی برایشان محسوب می شد ، دوباره سراغ لباس های اروپایی رفت ؟ چه بسا که اگر رضاخان بر داشتن لباس های قومی محلی تاکید می کرد اوضاع کمی بهتر بود . شما لیاس های اقوام کرد ، گیلک ، بلوچ ، ترک، لر و .... را بررسی کنید . همه محجوب و پوشیده و با پوشش سر همراه بوده اند .
از چه زمانی این لباس های زیبای محلی از ما گرفته شد ؟ لباس هایی که وقار و متانت یک زن را به همراه داشت و نجابت او را نشان می داد . پیراهن های زیبایی که می توانست حجاب کامل هم باشد و در عین حال وقار و متانت زن را حفظ کند ( چون بیشتر بر پوشش زنان اعتراض دارم ، از لباس های خانم ها صحبت می کنم ) .
واقعا جای این لباس های زیبا را چه چیز گرفت و چرا ؟ ...چرای آن شاید معلوم هست و برمی گردد به حاضر شدن بیشتر زنان در ادارات و اجتماع .
حتما از راه مانتو و شلوار خواستند لباس های متحدالشکلی را برای بودن در این سازمان ها برای ما ترسیم کنند . مانتوهایی که روز به روز تنگ تر و کوتاه تر می شود و بر بدن نمایی آن ها افزوده می شود . دیگر دیرزمانی است که مانتو و شلوارها به خارج از ادارات و مکان های رسمی راه پیدا کرده و همه جا پوشیده می شود . ..شلوارهایی که " شلوار لی " آن منفور بود( ولو گشاد و مدل خمره ای ! ) و پوشیدن آن خطای بزرگی به حساب می آمد به خصوص در مدرسه ها، دیگر الان اثری از این شلوارها نیست و به ساپورت تبدیل شده و مانتوی دگمه دار هم پیدا نمی شود !
این نوع مدل مانتوها و شلوارها نکات ظریفی را بیان می کند که ما از آن کمی غافل مانده ایم و آن این که " مانتو و شلوار به خاطر دوخت متناسب با مکان اداری آن ، با ذوق و قریحه زن ها جور در نمی آمد و آن را چندان بر تن خود نمی پسندیدند به خصوص در هر محفلی ! بنابراین شروع کردند به طراحی مانتوهایی که به بلوز و شلوارهای فرنگی شبیه تر باشد و آن ها را خوش تیپ نشان دهد ! " و همین شد که مانتوها به مدل هایی تبدیل شدند که شما در حال حاضر می بینید و آن را کرد که رضاخان مایل به انجام آن بود !!!
حالا من خیلی وقت است که دلم برای پیراهن های زیبایی که می پوشیدم تنگ شده .لباس هایی که به خوبی مرا می پوشاند در حالی که زیبایی داشت و متانت و وقار یک خانم را هم می رساند . " کشف حجاب " در این سال های متمادی و داشتن لباس های ناهنجار به جای لباس های متحد الشکل ، مرا محزون و غمگین کرده و در کنار مردهای سرزمینم این پوشش ها ست که به سخره ام می گیرند ....
من دلم برای لباس های زیبای سرزمینم تنگ شده .....
